تبليغاتX
زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن
زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن
.:x-x به ياد داشته باش که امروز طلوع ديگري ندارد x-x:.
Coming So0on

coming so0on 


لينك | نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 10 AM توسط .:بچه پرو(سرتق):.
قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم

  روش خودکشی(جدید) 

 

 با همه يک رنگ باش.قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است 

برو بچ سلام اندر احوالات؟؟؟

چطوریایین؟خو به من چه.کی من؟من چطورم؟

خو به تو چه بچه مگه تو فوضولی؟

چه خبر؟ما نیسیم خوش میزگره؟(واس من غلط املایی نگیر میزنمتا)!!!!!!!

آپه این دفه یه تیکه نوشته بیشترنی اولم یه کم در مورد اپ و مواد لازم صبت میشه:

وسایل مورد نیاز خودکشی:

بنده توصیه می کنم اگه قرار مدار خودکشی دارین برین یه بی اف خوشگل،خوشتیپ

،رمانتیک(اه اه)...پیدا کنین

در ضمن اگه یکیو پیدا کردین که همه این خصوصیات بالا رو داش ولی بلد نبو قصه بگه

بیخیال شین چون ما اینجا به یه فرد قصه گو نیازمندیم بعد این یارو باید حرف گوش کنم باشه

که هرچی گفتین گوش کنه دیه اینکه به یه تیغم نیاز دارین خودتونم باید یه کم اراجیف بلد باشین

مثلا تو گوشش زر زیادی بزنین بعد راسی این یارو باید توو بغل کردن سر رشته داشته باشه

که هی محکم بغلتون کنه فقط اگه له شدین اینجوری دیه خودکشی نمیشه

دیه در این صورت بی افتون کشته شمارو شمام برین با پول دیه ایی که ازش میگیرین حال کنین

خو حالا این مواد لازم ا روش خودکشی بیشتر شو که هیشتو نی حالا برین بخونین

فقط جو نگیرتتون شر مارو بگیره فردا بی افای گرامیتون بیان وب مارو به خاکو خون بکشن

که چرا بنده روش خودکشی در اختیاره یه مش ادم علاف گزاشتم

راسی یه چی یادم برفت اینکه این یارو باید خونه مستقلم داشته باشه(مردنم دردسر داره)

دیه برین بخونین

     

 خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من        ورنه دنیایی ما دیدم خندیدن نداشت...!

 

مي دوني؟ يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن.. تو باشي منم باشم..


کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد.


تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار

 

..پاهاتم دراز کردي..منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم.. با پاهات محکم منو گرفتي

 

.دو تا دستتم دورم حلقه کردي..بهت مي گم چشماتو مي بندي؟ ميگي اره بعد چشماتو مي بندي..


بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟ مي گي اره بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم

 

     قصه گفتن.. يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن.


      مي دوني؟ مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع يه ضربه عميق.

 

             بلدي که؟ ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم تو چشماتو بستي ..نميدوني من تيغ رو

 

از جيبم  در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم..نمي بيني خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد..


نمي بيني که دستم مي سوزه و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني

 

.. تو داري قصه مي گي..من شلوارک پامه..دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه

 

 رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا..قشنگه مسير حرکتش حيف که چشمات بسته است

 

 و نمي توني ببيني.. تو بغلم کردي..مي بيني که سرد شدم..


محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم.. مي بيني نا منظم نفس مي کشم.

 

تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت.


مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم.. مي بيني ديگه نفس نمي کشم.


چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم.. مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن

 

..از تنهايي مردن.. از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم


مردن خوب بود ارومه اروم... گريه نکن ديگه.. من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا

 
بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي.. گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه.. دل روح نازکه..

 

نشکونش خب؟

 

یه سوالم می پرسم که اپه این دفه کلاً خفن  loveشه ولی دفه بدی دیه ا این خبرا نی!!

 

::سوال:: 

 

شما یکیو دوسش دارین ولی طرف یه کم الاغه باور نمی کنه شما چه جوری بهش ثابت می کنین که دوسش دارین؟؟؟؟؟

 

فک نمی کنید اپه این دفه فازش خیلی عشقولانه شو؟خیلی خفن شو همش ضایع شو رف...

این یارو 7خط نکبت تو وبش نوشته بو اگه بچه پرو اپ کنه منم می کنم حالا که من

   اپیدم زده زیرش میگه من نیسم حالا کوفتش می کنم

 برو بچه عزوز که تا حالا با من بودن دسشون مرسی

این عکسارم ببینین کف کنین

فقط واسه بچه های زیر 2سال

 زیاد جالبناک نی

ما برفتیم مواظب

 خودتون باشین

نبودینم مهم نی

((اون که باید مواظب خودش باشه هس)). 

اینم واسه همون که مواظب خودشه (مگه تو فوضول کیه)

*•.aaaaaaaaaaaaaaaaaAAAAAAAAaaaaaaaaaaaaaaaaaa.•*

دل تو اولین روز بهاردل من آخرین جمعه ی سال...

و چه دورند و چه نزدیک به هم

خو ما دیه بریم تا بد اینا بای


لينك | نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11 PM توسط .:بچه پرو(سرتق):.|